امروز: یکشنبه 29 مهر 1397 برابر با 21 اکتبر 2018

  • اختصاصی
دلنوشته هایی از خبرنگاران گیلانی به مناسبت روز خبرنگار

  • دوشنبه, 15 مرداد 1397
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

هفدهم مردادماه در تقویم ایران اسلامی بمناسبت شهادت محمود صارمی خبرنگار ایرانی و مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در مزارشریف که در سال ۱۳۷۷ در جریان شهادت دیپلمات‌های ایرانی در مزارشریف به شهادت رسید به نام روز خبرنگار مزین شده است

 به گزارش پایگاه خبری رشت پرس به مناسبت روز خبرنگار بر آن شدیم دل نوشته های تنی چند از خبرنگاران فعال رشت را که به تحریریه پایگاه خبری رشت پرس ارسال نموده اند منتشر کنیم:

 به نام خبرنگار به کام مدیران

م.الف/به ۱۷ مرداد روزی که به نام خبرنگار نامگذاری شده نزدیک می شویم .روزی که ظاهرا اختصاص به خبرنگاران و برای تجلیل از تلاشهای یکساله آنان بوده اما در واقع روز ارائه گزارش عملکرد برای برخی از مدیران است.
مدیرانی که در طول یکسال مدام برایشان نوشتیم اما در نشست های خبری روز ۱۷ مرداد نیز بودن در کنارمان را فرصتی برای مطرح کردن بیشتر خود دانسته و ساعت ها از شق القمرهای نکرده شان سخن می گویند تا حتی در روزی که به نامت نامگذاری شده از خستگی تند تند نوشتن ها رمقی برایت نماند.

در روز خبرنگار مدیران یکصدا ما را سفیران امید و قلم هایمان را مقدس می دانند و با تعریف و تمجیدهایشان قند را در دل هر شنونده ای آب می کنند.

در روز خبرنگار چه وعده های شیرینی بابت رفع مشکلات بیمه، ایجاد درآمد ثابت ، پرداخت تسهیلات و .... به خبرنگار داده می شود و چه تلخ و نازیبا پس از گرفتن عکسهای یادگاری و دادن کارت هدیه هایی که شاید پس از چند ماه قرار است نقد بشود تمامی وعده هایشان را به فراموشی میسپارند و شاید حتی در دلشان به تکرار این غمنامه پایان ناپذیر نیز بخندند و تو را ابله فرض کنند.

ولی تو در دلت به خودت افتخار کن.

به بودنت، به قلم صریحت،  به نوشته هایت که گاهی چنان بیخ گلوی بعضی ها را فشار داده که نتوانستند حقی  را ناحق کنند، به اینکه خریدنی نیستی و ..... به همه اینها افتخار کن و با خود بگو باز هم خواهم نوشت برای کشورم ، برای شهرم و برای مردمی که دوستم دارند و با خواندن نوشته هایم تسکین پیدا می کنند.

و بگذار آنانی که تو را ساده میپندارند در همین گمان پوچشان باقی مانده و دلخوش باشند.
تقدس قلمت که خدای عزوجل در قرآن به آن سوگند یاد کرده بسیار با ارزش تر از ثروت های پوشالی کسانی است که حتی از ارسال پیام تبریک به تو بخاطر روزی که به نامت نامگذاری شده نیز اباء دارند .
بگذار دلشان خوش باشد به اینکه در روز خبرنگار نیز برایشان نوشتی ، بگذار ۱۷ مرداد نیز به نام خبرنگار و به کام مدیران باشد.

 سفره ای از آلام به درازای تاریخ

منیزه کشتکار شهرستانی/دردهای خبرنگاران قصه تازه ای نیست بلکه سال هاست که در گوش مسئولان زمزمه می شود اما تا کنون طبیبی دلسوز برای درمان به خود ندیده است.

آری آنان از دردهای مردم می نویسند در حالیکه خود به واسطه رسالت آگاهی بخشی به مردم از رویدادها با انتظار کشیدن در پشت اتاق برخی مسئولان تا دعواهای بی مورد برخی دستگاه ها و وعده های سرخرمن نهادها دردها در سینه دارند و تنها در یک روز می توانند سفره ای از آلام به درازای تاریخ بگسترانند اما چه کسی مشکلات و دغدغه های این نمایندگان را می شنود.

تنها خبرنگار است که می تواند با دلی پر درد و سری پر جرات با قدرت تاثیر گذار خود منافع صاحبان قدرت و ثروت را زیرسوال برده و به احقاق حقوق مردم بپردازد و در نهایت به دلیل پایین بودن آستانه تحمل برخی مدیران، با واکنش های ناخوشایندی از سوی آنان مواجه می شوند.

و این سنگربانان بی سنگر با اسباب کار ارزان و کوچک خود همانند کاغذ و قلم موجبات تحولی بزرگ در جامعه را رقم می زنند همانند ساختن خانه ای برای بی خانمان، سیر کردن گرسنه، ساختن راهها و پایان دادن به جنگ ها و...

اما در طول سالیان دور کم ‌توجهی دستگاه‌های متولی عرصه مطبوعات و رسانه‌ها باعث شده است قلم به‌دستان رسانه‌ای استان مشکلات زیادی را در حوزه معیشتی و تخصصی داشته و به واسطه شغل خود دارای درد های کهنه ای باشند همانند نداشتن امنیت شغلی ، نبود حمایت های بیمه ای، کم بودن دستمزد و حقوق خبرنگاران و ورود افراد غیر حرفه ای و غیرمتخصص به حرفه خبرنگاری ونبود مجمع صنفی ...  در نهایت اختصاص 17 مرداد سالروز شهادت شهید صارمی به نام روز خبرنگار شاید نتواند جوابگوی سختی کار آنان باشد اما می تواند روزی باشد که همگان با کار و سختی های کارشان آشنا گردند.

به بهانه 17 مرداد؛ خبرنگاری؛ عشق و دیگر هیچ

حدیثه فلاح کریمی/ شاید امروز خبرنگار در ذهن مردم شخصی است گستاخ با لحنی حق به جانب و میکروفن به دست که روبروی یک سلبریتی می نشیند و می پرسد: حقیقت دارد که شما طلاق گرفتید؟! اما پشت پرده چیز دیگری است.

هنوز هستند کسانیکه طبق عادت هر روز جلوی دکه های مطبوعاتی می ایستند و تیتر روزنامه ها را ورانداز می کنند. در نهایت یکی را دستچین می کنند و اول از همه نگاهی گذرا به صفحاتش می اندازند. اگر خیلی باب میل بود و به مذاقشان خوش آمد، چهار پنج مطلب را یک خط در میان می خوانند و سر آخر ...

در بهترین حالت سرنوشت روزنامه ها در کشور ما که سرانه مطالعه در آن روزانه به 12 دقیقه می رسد، مبدل شدن به شیشه پاک کن است وگرنه حتی این مجال را هم نمی یابند و نزد صاحبانشان باز می گردند. امروزه اولین تصویری که از یک فرد روزنامه بدست در ذهن نقش می بندد فردیست بازنشسته با مو و محاسن سفید چراکه جوان امروزی از مطالعه گریزان است و جز به عالم مجاز دلبستگی ندارد.

از روزنامه ها بعنوان گل سر سبد رسانه های مکتوب که بگذریم، هفته نامه ها و دو هفته نامه و ... سرنوشتی به مراتب غم انگیزتر دارند.

ناگفته نماند که روزنامه ها و نشریات مکتوب علیرغم همه نامهربانی ها و ناملایمات همچنان از حمایت طیف فرهیخته برخوردار هستند و مخاطبان ثابت خود را دارند.

در سال های اخیر و با گسترش فضای مجازی در ایران، رسانه های مجازی نیز به سرعت پا به میدان گذاشتند و رشد یافتند حتی به نظر می رسد جای رسانه های مکتوب را گرفته اند. این رسانه ها با شتاب بسیاری گوی رقابت را از حریفان مکتوب خود ربودند و موفق شدند توجه نسل جوان و نوجوان گوشی به دست کشور را نیز به خود جلب کنند.

در این بین اما مصائب فضای افسار گسیخته مجازی دامن رسانه های فعال در این فضا را نیز گرفت. اگر روزگاری قشر خبرنگار از صدور بی ضابطه کارت های خبرنگاری که بر اساس روابط صورت می گرفت نالان بودند، حال از خبرنگاران بی نام و نشان مجازی به ستوه آمده اند.

گسترش شبکه های اجتماعی اگرچه بدون شک با محاسن بسیاری همراه بوده است، اما نمی توان انکار کرد که دروغ پراکنی در کنار الگوسازی های نامناسب، گسترش مدگرایی، تجاوز به حریم خصوصی و از همه مهمتر بی اعتمادی نیز از پیامدهای قابل توجه آن است.

در این شرایط آنچه بیشتر نمود پیدا می کند، عدم آگاهی مردم از رتبه بندی رسانه ها به لحاظ میزان اعتبار است. نقصانی که شاید فعالین رسانه نیز در بوجود آمدن آن بی تقصیر نیستند. این روزها در حالی شاهد رشد قارچ گونه انواع صفحات و کانال های خبری در فضای مجازی هستیم که صاحبان آن ها که از کمترین دانش تخصصی و صلاحیت حرفه ای در این زمینه برخوردار نیستند، به راحتی در حال فعالیتند و حتی موانع و دردسرهایی که پیش روی خبرنگاران حقیقی است را نیز ندارند. دردسرهایی که هزینه های بالا و در آمد ناچیز تنها گوشه ای از آن است.

شاید امروز خبرنگار در ذهن مردم شخصی است گستاخ با لحنی حق به جانب و میکروفن به دست که روبروی یک سلبریتی می نشیند و می پرسد: حقیقت دارد که شما طلاق گرفتید؟! اما پشت پرده چیز دیگری است. خبرنگار آن آقا و خانم شیک و آگهی چند صد میلیونی بگیر نیست. شخصی است که صدای مردم می شود بدون اینکه صدایش شنیده شود. چهره خندان ، گریان ، نا امید و امیدوار جامعه را به تصویر می کشد بدون اینکه تصویرش دیده شود. مشقت و رنج های جامعه را منکعس می کند بدون اینکه آلامش نمایان شود. حقوق اقشار مختلف جامعه را مطالبه می کند بدون اینکه به حقوقش توجه شود و یا حداقل احترام گذاشته شود. آری، خبرنگاری یعنی عشق و ایثار.

هم وطن روزنامه را که مچاله میکنی ، اخبار را که بی حوصله و بی تفاوت زیر و رو میکنی کمی درنگ کن، شاید خبرنگاری به پای آن بی توقع عشق ریخته است

 خبرنگاری و دردهایی که التیام پذیر نیستند!

طاهره ریحانی/ به بهانه فرا رسیدن روز خبرنگار ، روزی که فرصتی برای بیان دغدغه های خبرنگاران شد

خبرنگاری شاید در وهله ی اول شغلی پر هیجان ،دوست داشتنی و آسان به نظر برسد اما به مرور که جذابیت های این شغل به روندی روزمره تبدیل می شود ، معضلات خبرنگاری خود را بیشتر عیان می کند .
این حرفه ی سخت برای کسانی که از ابتدا با علاقه وارد آن شده اند یک عشق است که به واسطه ی همین علاقه ، تمامی مشکلات شغلی آن را به جان می خرند .شاید بپرسید مگر یک خبرنگار چه مشکلاتی دارد ؟ مشکل معیشتی ، عدم وجود امنیت شغلی و آینده مبهم کمترین معضلات این حرفه است .بسیاری از خبرنگاران حتی در روزنامه ها و خبرگزاری های بزرگ کشور به صورت حق التحریر مشغول بکار هستند و حقوق ماهیانه ندارند ، وضعیت بیمه ی بازنشستگی و درمانی خیل عظیمی از خبرنگاران به واسطه ی نبود همان امنیت شغلی که عنوان شد ، متزلزل است .علاوه بر اینها ، تمام این معضلات به اضافه ی انواع بی احترامی ها در حین کار بعضا از سوی مسوولین ، برخی نهادها و ... نیز را باید جز مواردی خواند که بر روح و روان یک خبرنگار تاثیر می گذارد .

از سوی دیگر ، مردم از خبرنگاران انتظاری فراتر از محدوده ی تعیین شده ی حرفه ای و کاری دارند ، برخی اوقات جامعه از خبرنگار توقع دارد که وی نقش مدعی العموم را در جریانهای مختلف بر عهده بگیرد و البته یک خبرنگار حرفه ای می داند که چگونه با قلم خود معضلی از جامعه را بیان کند که ترکش های پس از انتشار خبر ، متوجه او نشود !
جامعه ی خبرنگاری گیلان امروز از برخی مسایل خسته است ، نیمی از خبرنگاران گیلانی به دنبال شغل دیگری هستند تا وضعیت اقتصادی خود را سامان دهند و نیم دیگری متاسفانه با رها کردن رسالت اصلی خود به سیاسیون اتصال یافته اند تا بتوانند از آن طرف وجهه ی اجتماعی برای خود بخرند . بهرحال خوب یا بد از هر زاویه ای که به این مسایل بنگریم این موارد آفت های شغل خبرنگاری هستند که در بلندمدت ، خبرنگاران حرفه ای را از شغل خود دلزده می کند و پس از آن دیگر چیزی به عنوان خبر و خبرنگاری مستقل و آزاد نخواهیم دید و خوراک خبری جامعه در حد تفکرات فردی و غرض ورزانه عده ای شبه خبرنگار تنزل خواهد یافت.

خواندن و نوشتن از اولین سوگندهای من با خداوند است

 نوشین کریمی/ همه روزنامه ها را می خوانم، همه خبرها را مرور می کنم اما هنوز از آمدنت خبری نیست، وقت ظهور که برسد عدالت بر مردم سرزمین من می بارد، این بشارت را خداوند داده است.

همه فایل های صوتی ام را گوش می‌کنم، همه نوشته هایم را زیر و رو می‌کنم، همه روزنامه ها را می‌خوانم، همه خبرها را مرور می کنم اما هنوز از آمدنت خبری نیست، تو صبر می‌کنی، من صبر می‌کنم،  وقت ظهور که برسد عدالت بر مردم سرزمین من می‌بارد، این بشارت را خداوند داده است و من به امید آن روز پیر می‌شوم.

هر آنچه توانم اجازه دهد، می‌نویسم، خواندن و نوشتن از اولین سوگندهای من با خداوند است، از اولین خواهش‌های من برای مانایی بشر، می‌نویسم که ریشه بشر خشک نشود، ریشه انسانیت و مهربانی باقی بماند در سطر سطر ذهن بیدار دلان....
هرچند گاهی باید خبرهای بد بنویسم، گاهی باید شاهد اتفاق های ناگوار باشم، گاهی باید در کوچه پس کوچه‌های شهر به دنبال خوشبختی بدوم تا ثبتش کنم، اما این حرفه من است، من برای مردم سرزمینم همیشه عشق می‌خواهم، همیشه آسایش طلب می‌کنم و همیشه امید را آرزو کرده‌ام...

مردم من صبورترین، پاک ترین و بی‌ادعاترین مردمی هستند که از تاریخ آموخته‌ام.

حق مردم من است که خبرهای خوب بشنوند، که با رویدادهای شیرین و مهیج صبح را آغاز کنند و با هیجان تمام روز را سپری کرده و با حماسه‌های غرور آفرین شب را در آغوش بگیرند...

قلم من شاید نتواند همه آنچه را که آرزو دارد برای مردم رقم بزند، شاید قلم من کوچکتر از آن باشد که بتواند شرافت انسان را گران و عشق را همیشگی و اضطراب را در دل مردم کم کند، اما قلم من تاریخ را می‌نویسد و تاریخ باید راستگو باشد.

تاریخ باید جغرافیای مرزهای لبخند بشر را گواهی دهد و قلم من باید با موسیقی ورق های کاغذ جاودانه شود، باید از صلح بنویسد، از عشق ، از تولد و از آزادی...

اما این روزها هوای آسمان سرزمینم خوب نیست، گرد و غبار از جنوب، شیرابه های زباله از شمال، خشکسالی دریاچه های قلب سرزمینم، بی حد و مرز بدون اعتیاد، قاچاق، دزدی، اختلاس، ارز و تحریم و تهدید، فساد و فحشا و... دور شدن جوان ها از ازدواج، دوری از فرزند آوری، بیکاری و بی مسکنی و بیماری های جسمی و روحی.... و همه و همه آنچه را که تکرارش روان هر انسان سالمی را آشفته تر می‌کند.

چگونه می تواند قلمم را بغلتاند روی سطری از کاغذ و بنویسد همه چیز در امنیت است.

قلمم باید بشکند اگر حقیقت را می‌داند و دروغ می‌نویسد، قلمم باید خشک شود اگر نمی تواند راست بنویسد.

من و قلمم و همکارانم می دانند این حرفه چقدر دشوار است، اینکه زیر باران و برف و آفتاب و تعطیلات و پا به پای همه رخدادهای مهم باشی و خودت برای مسئول و رییس و مدیر مهم نباشی، حداقل حقوق و مزایای آنها را نداشته باشی، حداقل توجه و احترام را نداشته باشی، سهمی از جایگاه و منزلت یک ژن خوب را به ارث نبرده باشی....

سخت است همه این دردها را فقط بخواهی در یک روز که بنام توست فریاد بزنی... بزنی اما گوشی نباشد که بشنود.

مهم هم نیست، مهم این است که عدالت خداوند یک روز اجرا می شود، آنروز فقط یک خبر دل ما را شاد میکند یک روز که منجی همه خوبی ها می آید و آنروز دیر نیست.

انتهای پیام/083451

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در اجتماعی
خواندن کد خبر: 18429

ارسال نظر

انتشار نظرات در پایگاه اطلاع رسانی رشت پرس به معنی تائید آن نیست. رشت پرس نظرات حاوی توهین و افترا و با حروف غیرفارسی را منتشر نخواهد کرد.


نظر سنجی

آیا با انتخاب شهردار غیر بومی رشت توسط شورای شهر موافقید؟

بلی - 32.2%
خیر - 67.8%
اين نظرسنجي به پايان رسيده است

همایش

آخرین اخبار

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه اخبار رشت

اخبار گوناگون

انتخاب مخاطبین

حالت های رنگی