امروز: شنبه 27 آبان 1396 برابر با 18 نوامبر 2017

روایت خواندنی هشت سال دفاع مقدس از آغاز تا پایان

  • پنج شنبه, 01 مهر 1395
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

یاداشت/ به گزارش پایگاه خبری رشت پرس، رهایی یك ملت از وابستگی و كسب استقلال و آزادی در مهمترین منطقه نفت‌خیز جهان - كه دولت‌های آن فاقد مشروعیت مردمی بودند

پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357 و حاكمیت نظام جمهوری اسلامی در ایران وضعیت تازه‌ای را در منطقه و جهان پدید آورد. خروج ایران از زیر سایه بلوك غرب در نظام دوقطبی و اعلام استقلال كامل در نظام بین‌المللی و خروج از دایره‌وار بستگان امریكادر همسایگی شوروی، محسوس‌ترین تبعات این انقلاب بود. رهایی یك ملت از وابستگی و كسب استقلال و آزادی در مهمترین منطقه نفت‌خیز جهان - كه دولت‌های آن فاقد مشروعیت مردمی بودند 

-
ارائه اید‌ئولوژی جدید برای مبارزه با اسرائیل در وضعیتی كه اید‌ئولوژی‌های گذشته ناتوانی خود را برای مقابله با اسرائیل نشان داده بودند، بخشیاز عواقب پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود كه نظام بین‌الملل نمی‌توانست در مورد آنبدون واكنش باقی بماند. خصوصاً از امریكا و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن در خاورمیانه،بیشترین برخوردها انتظار می‌رفت.

بروز بحران‌های متعدد و گسترده و پی در پیداخلی، افزایش حضور ناوهای آمریكایی در خلیج‌فارس و تشكیل ناوگان پنجم دریاییامریكا به منظور پر كردن خلأ قدرت در این منطقه بعد از سقوط ژاندارم منطقه (شاهایران)، تشكیل "نیروی یك صد و ده هزار نفری واكنش سریع" در ارتش امریكا به منظورحضور سریع در مناطق ویژه، فعالیت جدید نیروهای امریكایی در پایگاه‌های نظامی كشورتركیه در همسایگی ایران و پذیرش شاه در امریكا، هركدام تهدیدی از سوی امریكا علیهایران اسلامی محسوب می‌شد. جدی بودن این تهدیدات به خصوص با حمله امریكا به ایراندر صحرای طبس -كه به شكست امریكایی‌ها انجامید ـ و با حمایت از كودتای نوژه - كه درآستانه وقوع كشف گردید - آشكار شد.

از سوی دیگر، حكومت عراق كه امضایقرارداد 1975 الجزایر را تحمیل بر خود می‌دانست و همواره در پی فرصت بود كه به هرنحو ممكن از عملی شدن آن شانه خالی كند گرایش به سمت غرب را آغاز كردهبود.
 
مراودات دیپلماتیك جدید سران حكومت عراق با حاكمان عربستان سعودی درآستانه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بركناری "حسن البكر" رئیس جمهوری عراق وجایگزین شدن صدام حسین به جای وی اندكی پس از پیروزی انقلاب، تیره شدن روابط عراقبا سوریه پس از بركناری حسن البكر، تصفیه درونی حزب بعث و اعدام عناصر برجسته حزب كمونیست عراق، همگی نشان‌دهنده تغییر جهت حزب بعث عراق به سمت غرب بود.

در این حالحكومت عراق با اخراج رهبر انقلاب اسلامی ایران از عراق در آبان 1357، همچنین پس ازانقلاب ایران با اعدام روحانیان مبارز عراق از جمله آیت‌الله سید محمد باقر صدر واخراج ایرانیان مقیم عراق، آموزش و تسلیح گروه‌های موسوم به خلق عرب در خوزستاندشمنی خود را با انقلاب اسلامی آشكار می‌ساخت

هدف این اقدامات حكومت عراق،دامن زدن به جنگ سرد علیه ایران اسلامی تلقی می‌شد. از همان اوایل تشكیل نظاماسلامی در ایران، اوضاع استان‌های هم مرز با عراق بحرانی شد و از خوزستان تاآذربایجان غربی دست خوش حوادثی گردید كه گروه‌های ضدانقلاب داخلی با حمایت عراق ویا عناصر عراقی تبار ایجاد می‌كردند. ارتش عراق نیز دور از صحنه نبود، بلكه بااقدامات مهندسی منطقه را برای شروع نبردی سنگین آماده می‌كرد و در این حال باتجاوزات زمینی، هوایی و دریایی و با راه انداختن جنگ روانی علیه ایران، قدرت واكنشقوای ایران را می‌آزمود و معابر وصولی مناسب را برای آغاز هجوم سراسری شناساییمی‌كرد.

در مقابل، نظام نوپای جمهوری اسلامی كه هیچ اندیشه فرامرزی به جزصدور فرهنگ انقلاب اسلامی نداشت، در همان روزهای آغازین انقلاب به سرعت از تواننظامی خود كاست، مستشاران نظامی امریكایی را از كشور اخراج كرد، از پیمان نظامی ومنطقه‌ای "سنتو" خارج شد، قرارداد خرید زیردریایی و آواكس را با كشورهای آلمان وامریكا لغو كرد، سقف پرسنل ارتش را از پانصد هزار تن به نصف تقلیل داد و دوره خدمتوظیفه را از دو سال به یك سال كاهش داد

این وضعیت تا گذشت شش ماه پس ازانقلاب ادامه داشت، اما پس از بروز چندین بحران در شش ماهه اول انقلاب - كه آخرینآن، بحران بزرگ پاوه بود و پس از این كه امریكایی‌ها شاه را پذیرفتند، اقداماتبازدارنده به مرور آغاز شد. تشكیل سپاه پاسداران و شروع تحول در ارتش و بازسازی آن - كه از همان روزهای اول انقلاب آغاز شده بود - بخشی از این اقدامات بازدارندهمحسوب می‌شد. افزایش خدمت سربازی از 12 ماه به 18 ماه و واگذاری فرماندهی كل قوا بهرئیس جمهور وقت - كه افزایش انسجام تشكیلات نظمی را در پی داشت و می‌توانست موجبهماهنگی قوای لشكری و كشوری شود - نیز بخش دیگری از اقدامات بازدارنده ایران بهشمار می‌رفت. به موازات این تلاش‌ها، تصرف سفارت خانه امریكا در تهران، بسیاری ازبرنامه‌های ضدامنیتی امریكا علیه ایران را فاش كرد و اسناد به دست آمده از آن، ضمنآن كه عوامل داخلی امریكا را كه نقش‌های مهمی در تكمیل توطئه امریكا علیه ایرانداشتند، افشا كرد، بسیاری از تهدیدات را نیز برطرف كرد. این اقدامات با كشف كودتاینوژه تكمیل گردید.

البته اقدامات بازدارنده ایران در حدی نبود كه مانع ازهجوم سراسری ارتش عراق به خاك ایران شود. در این وضعیت، قوای مسلح نوپای ایران بابحران‌های داخلی درگیر بودند

بحران‌هایی كه حتی بخش‌هایی از استان‌هایغربی كشور را به میدان جنگ‌های پارتیزانی تبدیل كرده بود. ارتش و سپاه هر دو برایمقابله با ضدانقلاب مسلح درگیر بودند، امّا مسئولیت اصلی مقابله با جنگ روانی،آشوب، ترور، ارعاب مردم و شهادت عناصر شاخص انقلاب، متوجه سپاه بود و عملاً عمدهتوان سپاه را به خود مشغول كرده بود و سپاه با گسترش توان خود در سراسر كشور به حفظامنیت شهرها، روستاها، جاده‌ها و بسیاری از مناطق مرزی می‌پرداخت. به این ترتیب، دربرابر معابر وصولی ارتش عراق كم‌تر از 20 درصد توان موجود قوای مسلح ایران به كارگرفته شده بود و بقیه در سایر نقاط كشور در حال برقراری نظم و حفظ امنیتبودند

طراحی كودتای نوژه نیز در ارتش ایران - كه در حال تحول از ارتششاهنشاهی به ارتش جمهوری اسلامی بود - نقش تخریبی بسیاری داشت و موقعیت ارتش را - كه به علت تدبیر غلط شاه در کوران انقلاب و قرار گرفتن در برابر مردم تضعیف شده بودو می‌رفت كه با رهبری امام بازسازی شود - مجدداً تضعیف كرد. از سوی دیگر، دشمن درارزیابی بحران‌های موجود در كشور، دچار اشتباه شده بود و این وضعیت را به عدم ثباتنظام تعبیر می‌كرد

به گمان دشمن در صورت یك تهاجم خارجی، نظام جدید ایراندچار گسستگی می‌شد و فرو می‌ریخت. با این پیش‌فرض، چند دیدار بین مقامات عالی‌رتبهعراقی و امریكایی صورت گرفت و پس از هماهنگی‌های لازم، عراق در شهریور 1359 تجاوزاتخود به ایران را تشدید و چندین نقطه از خاك ایران را اشغال كرد تا ضمن آزمایشتوانایی قوای مسلح ایران، واكنش افكار جهانیان را نیز بسنجد

در مقابل،قوای مسلح جمهوری اسلامی نتوانستند واكنش بازدارنده از خود نشان دهند و افكار عمومیجهانیان نیز در برابر این تجاوزات واكنشی نشان نداد، لذا حكومت عراق پس از آن كهقرارداد 1975 الجزایر را رسماً در تاریخ 27/6/1359 به طور یك جانبه لغو كرد، درتاریخ 31/6/1359 هجوم سراسری خود را به خاك ایران اسلامی آغاز كرد.

تجاوز همه جانبه ارتش عراق، اشغال ناقص
در آغاز تجاوزسراسری، توپخانه‌های عراق به شدت شهرهای مرزی ایران را گلوله‌باران كردند وهواپیماهای نیروی هوایی ارتش عراق در عمق ایران تا تهران به پرواز درآمدند و بهبمباران چندین شهرپرداختند.

این اقدام عراق بیش از آن كه اهمیت نظامی داشته باشد،اهمیت روانی داشت، به عبارت دیگر، عراق هجوم سراسری زمینی خود را با جنگ روانی آغازكرد تا زمینه را برای پیش‌روی نیروهای پیاده تسهیل كند، لذا پس از هجوم گستردههوایی و شلیك انبوه آتش توپخانه دشمن، عملیات سراسری زمینی او آغاز شد.

عراق دراین هجوم، استراتژی "جنگ پرشدت و كوتاه مدت" را برگزیده بود، امّابلافاصله پس از هجوم هوایی دشمن، امام خمینی ابتكار عمل در جنگ روانی به دست گرفت،بحران را مهار كرد و در آرامش به دست آمده، مسئولان كشوری و لشكری زمینه منابعی بهوجود آورد تدابیر لازم را بیندیشند و اعتماد به نفس مردم نیز تقویت شود و به عنواننیروی تأخیری وارد میدان شوند. امام با اصلی اعلام كردن جنگ، تأكید بر وحدت ملی،حمایت از فرماندهان نظامی و باز گذاشتن دست فرمانده كل قوا (رئیس جمهوری وقت)،زمینه‌های لازم را برای برنامه‌ریزی فرماندهان فراهم آورد و استراتژی خودی را باعنوان "سلب آرامش از دشمن" اعلام كردند.

واكنش امام، مردم و نظام، نادرستیپیش‌فرض‌های دشمن را آشكار ساخت و بدین ترتیب استراتژی جنگ سریع و پرشدت به نتیجهمورد نظر حاكمان عراق نرسید. پس از گذشت سه روز از آغاز جنگ، تحلیل‌گران نظامیاهداف عراق از شروع جنگ را دست نیافتنی دانستند و ارتش این كشور را شكست خورده تلقیكردند. حكومت عراق نیز پس از گذشت شش روز از آغاز جنگ، لحن اولیه خود را تغییر دادو از پایان جنگ سخن به میان آورد.

عراق در هفته اول جنگ، شهرهایی را اشغالكرد كه اغلب كوچك و بعضی در حد یك بخش بودند. بزرگ‌ترین شهری كه در هفته اول جنگ بهاشغال درآمد قصرشیرین بود. عراق در اشغال شهرها با مشكل روبه رو بود و به جز سومارو موسیان كه وسعتی بیش از یك بخش ندارند، در بقیه شهرها با مقاومت سرسختانه مواجهشد. ارتش عراق در پایان هفته اول دشت‌های وسیعی را پشت سر گذاشته بود و تعدادی ازشهرها را با دادن تلفات فراوان، تصرف كرده بود؛ امّا در جبهه غرب پشت دروازه‌هایسرپل‌ذهاب و گیلان‌غرب و در جبهه جنوب پشت دروازه‌های خرمشهر و اهواز و پشت رودخانهكرخه (در منطقه دزفول) متوقف شده بود. به این ترتیب هدف ارتش عراق هم در جبهه جنوبو هم در جبهه غرب ناقص ماند، لذا پس از پایان هفته اول، استراتژی عراق از "جنگ سریعو پرشدت" به "جنگ بلند مدت و فرسایشی" تبدیل شد. در جبهه غرب، عراق تمایلی بهسرمایه‌گذاری بیش‌تر نداشت و در جبهه جنوب نیز، هدف خود را از تصرف خوزستان به تصرفخرمشهر و آبادان محدود كرد. از آغاز هفته دوم جنگ، عراق حمله خود را به خرمشهر آغازكرد و در همان حال، شعار صلح خواهی نیز سر می‌داد.

عراق در صورت موفقیت، می‌توانستلااقل با در دست داشتن مناطق مهم، ادعای حاكمیت خود بر اروندرود را به ایران تحمیلكند و بدین ترتیب مطامع تاریخی عراق در خصوص انتقال مرزهایش به ساحل شرقی اروندرودتحقق می‌یافت.

امّا جنگ در خرمشهر به درازا كشید و نیروهای مدافع شهر كه ازمرز تا پل‌نو هفت روز در مقابل دشمن ایستادگی كرده بودند، در محله‌های خرمشهر ازپل‌نو تا پل خرمشهر - آبادان نیز 28 روز تمام جنگیدند، در حالی كه با انسدادجاده‌های اهوازـ خرمشهر و اهواز - آبادان و ماهشهر - آبادان، كه به ترتیب درتاریخ‌های 5/7/59،19/7/59 و 23/7/59 مسدود شد، شهر در محاصره كامل قرار داشت.

پس از سقوط خرمشهر، دشمن، تصرف آبادان را هدف قرار داد. چهار روز پس ازسقوط خرمشهر نیروهای عراقی با عبور از رود بهمنشیر در منطقه كوی ذوالفقاریه، واردجزیره آبادان شدند، لیكن با همت مدافعان آبادان، متجاوزان به كلی منهدم شدند. بطوریكه، عراق تا پایان جنگ، دیگر برای عبور از بهمنشیر و ورود به آبادان به استقبال خطرنرفت و سرمایه‌گذاری جدی نكرد. بنابراین، ارتش عراق در اشغال هدف محدود شده خود نیزناكام ماند و بخش جنوبی خرمشهر (جنوب كارون) و جزیره آبادان از اشغال دشمن مصونماند و به این ترتیب با تصرف ناقص اهداف، یك خط پدافندی ناقص و آسیب‌پذیر به دشمنتحمیل شد.

دو هفته پس از حادثه كوی ذوالفقاریه، عراق برای تصرف مجددسوسنگرد - كه در تاریخ 1359/7/10 آزاد شده بود - حمله كرد امّا این بار نیز بامقاومت سرسختانه خودی روبه رو شد و پس از 72 ساعت، شكست خورد. بدین ترتیب استراتژی)عملیاتی) "سلب آرامش از دشمن" به نتیجه رسید و ارتش عراق را مجبور به پذیرش وضعیتیآسیب‌پذیر كرد. در عین حال عراق كه در مقایسه توان نظامی دو كشور، توازن نظامیموجود را به نفع خود می‌دید، می‌دید، حاضر به عقب‌نشینی نبود و می‌خواست در مذاكراتآتی، مناطق اشغالی را عامل تضمین كسب امتیاز از ایران قرار دهد. پس از اشغالسرزمین‌های ایران، چندین بار هیئت‌های صلح بین ایران و عراق تردد كردند. سازمانكنفرانس اسلامی و سازمان غیرمتعهدها هركدام هیئتی را مأمور به میانجی‌گری كرد. همچنین نماینده دبیركل سازمان ملل متحد نیز چند بار به تهران آمد و به بغداد سفركرد.

تهران هیچ‌گاه راه را به روی فعالیت دیپلماتیك نبست امّا میانجی‌گرانهیچ طرح تضمین شده‌ای برای آزادی سرزمین‌های اشغالی نداشتند، بلكه تنها ایران را بهقبول آتش‌بس توصیه می‌كردند

از جمله این طرح‌ها قطعنامه 479 شورای امنیتسازمان ملل در تاریخ 7/7/59 بود که بدون توجه به حقوق ایران خواهان پایان بخشبدن بهدرگیری‌ها شده بود. در مقابل، ایران كه از موضع ثابتی برخوردار بود و اعلام می‌كردكه قبل از هر چیز باید ارتش عراق بدون قید و شرط از سرزمین‌های عقب‌نشینی كند، تنهاراه چاره را در اقدام نظامی می‌دید.

بن‌بست در جنگ،تحول در استراتژی

مدتی پس از هجوم سراسری ارتش عراق، در چهار چوباستراتژی "آزادسازی سرزمین‌های اشغال شده "چهار عملیات گسترده طرح‌ریزی شد كه درصورت موفقیت، نه تنها سرزمین‌های اشغالی آزاد می‌شد و مرزهای بین‌المللی در استانخوزستان تأمین می‌گردید، بلكه دشمن تا حومه بصره تعقیب می‌شد. امّا ابزار كافی برایاجرای این استراتژی در دست نبود و توان به كار گرفته شده نیازهای عملیاتی را كفایتنمی‌كرد؛ لذا استراتژی یاد شده به نتیجه نرسید و جنگ با بن‌بست روبرو شد. فرماندهیجنگ كه برای اجرای این استراتژی می‌بایست سازمان‌های ارتش و سپاه و نیروهای مردمیرا به كار گرفت، به جز ارتش، به كارگیری سایر ابزارها را توصیه نمی‌كرد ضمن، آنكهروش‌های به كار گرفته شده نیز كاربرد لازم را نداشتند.

در این اوضاع،بازنگری و ارزیابی عمل كرد گذشته به كوشش برخی از نخبگان نظامی آغاز شد و نیروهایخودی در بستر نبردهای محدود، با روش آزمون و خطا به بررسی پرداختند، لیكن وظیفهاصلی در این راستا متوجه فرمانده كل قوا (رئیس جمهور وقت) بود، امّا وی پس از احساسبن‌بست، جهت یافتن راه‌حل نظامی برای جنگ، اقدامی نكرد.

فرمانده كل قوابرای باز كردن گره جنگ تدبیری نداشت و نیز از اندیشه نخبگانی كه اوضاع جنگ را دركمی‌كردند، یاری نمی‌خواست.

وی پس از ناكامی نبردهای پل نادری، نصر و توكل،پنج ماه فرصت بازنگری داشت، امّا هیچ تدبیر و راه كار جدیدی ارائه نكرد بلكه با رویآوردن به بحران‌های داخلی و نزدیك شدن به سازمان‌های مخالف نظام و روی در روی قرارگرفتن با اكثریت مردم، از پشتوانه مردمی و ملی نیز بی‌بهره شد و ضرورت عزل خود راقطعی كرد، كه در این هنگام رهبری نظام در 2/3/60 وی را از سمت فرمانده كل قوا بركنار كرد.

پس از بركناری رئیس جمهور (بنی‌صدر) از مقام فرماندهی كل قوا، گروه‌هایمخالف نظام كه با وی هم‌پیمان شده بودند، موقعیت را برای تشدید بحران داخلی مناسبدیدند، بدان امید كه رئیس جمهور هم‌چنان از حمایت مردمی برخوردار است و از اینموقعیت آنان نیز بهره خواهند برد

با اعلام طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر درمجلس شورای اسلامی در 26/3/60 سازمان مجاهدین خلق (منافقین) - كه از همان روزهایاول انقلاب اقدام به جمع‌آوری سلاح و تشكیل تیم‌های مخفی كرده بود - به حمایت ازرئیس جمهور یك راه‌پیمایی غیرقانونی خشونت‌بار به راه انداخت. برخلاف تصور سازمانواكنش شدید مردم را نیز برانگیخت. لذا از روز بعد از این واقعه، سازمان كه از قبلآماده ورود به فاز نظامی شده بود، رفتار تشكیلاتی خود را تغییر داد به اقداماتنظامی و مخفیانه روی آورد؛ ترورها و بمب‌گذاری آغاز شد، بسیاری از مردم عادی موردسوءقصد مسلحانه قرار گرفتند و نیز بسیاری از مسئولان كشوری از جمله 72 عضو برجستهنظام در انفجار هفتم تیرماه 1360 در مقر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی كه با تحول در فرماندهی عالی جنگ، میدان مانورپیدا كرده بود و می‌بایست در صحنه جنگ قابلیت‌های خود را به نمایش می‌گذاشت، ناگزیرشد در گسترده‌ای بسیار بیشتر و با حساسیتی افزون‌تر از گذشته، برای برقراری امنیتدر سطح كشور وارد عمل شود و به عنوان نیروی اصلی پاسدار انقلاب، در كنار نیروهایكمیته‌های انقلاب اسلامی و سایر نیروهای امنیتی و اطلاعاتی از جمله اطلاعاتنخست‌وزیری، به حفاظت از اماكن و شخصیت‌ها، شناسایی خانه‌های تیمی و انهدام تشكیلاتمنافقین و عناصر آن بپردازد. بنی‌صدر و رجوی كه هر یك با اتكا به نیروهای یكدیگر،به هم نزدیك شده بودند، به پاریس گریختند و مركزیت سیاسی محاربه با نظام را در خارجكشور مستقر كردند، امّا مركزیت نظامی سازمان كه به رهبری موسی خیابانی در داخل كشوراستقرار داشت، به دنبال انهدام پی در پی خانه‌های تیمی و تشكیلات سازمان، طی یكعملیات سقوط كرد و با كشته شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی (همسر رجوی)، فرماندهی ورهبری سازمان منافقین در داخل كشور فرو پاشید و سازمان جایگاه خود را به عنوان یكمدعی داخلی به كلی از دست داد و به یك نیروی ایذایی تبدیل گردید.

از سویدیگر، در همین حال به رغم تشدید بحران داخلی كه نتیجه آن، ناامنی در عقبه‌هایاستراتژیك جنگ می‌بود و شمار فراوانی از نیروهای سپاهو بسیج را معطوف خود می‌كرد،رهبری نظام بر اصلی نگه داشتن جنگ تاكید می‌كرد. امام خمینی با اولویت‌بندی مصالحكشور، اولویت شماره یك را به جنگ اختصاص داد

در این حال، چنین با برطرفشدن موانع هماهنگی بین سپاه و ارتش، فرصت به كارگیری اندیشه‌های جدید نظامی كه ازاسفندماه 1359 پایه‌ریزی و در نبردهای محدود از جمله عملیات فرمانده كل قوادر21/3/60 آزمایش شده بود، به وجود آمد. علاوه بر این، با رفع موانع برای ورود سپاهبه میدان جنگ، زمینه لازم برای جذب نیروهای انقلابی و شكل‌دهی به این نیروها درقالب سازمان رزم، به وجود آمده بود و ظرفیت به كارگیری نیروهای مردمی ایجاد شد، لذاسپاه می‌بایست در كنار ایجاد امنیت در كشور و مقابله با جریانی كه مردم، دولت، مجلسو قوه قضاییه را تهدید می‌كرد، به مسئله جنگ به عنوان اصلی‌ترین مأموریت خود،می‌پرداخت.

آزادسازی مناطق اشغال شده
دروضعیت جدید مسئولیت سپاه در جنگ بسیار مهم بود و تحول در فرماندهی ارتش كه بافرماندهی سرهنگ علی صیاد شیرازی در نیروی زمینی ارتش ایجاد شده بود و هماهنگیفوق‌العاده وی و ستادش با سپاه، این مسئولیت را سنگین‌تر می‌كرد. تعیین استراتژیجدید نظامی، تعیین مناطق عملیاتی، حفظ ابتكار عمل در نبردها، چگونگی گسترش سپاهبرای جذب بیشتر نیروهای مردمی و مقابله اساسی با دشمن و نیز نقش سپاه و ارتش ازجمله مواردی بود كه به خوبی پی‌گیری شد و به سرانجامی مطلوب رسید. سپاه و ارتشمشتركاً در تبیین و اجرای این موارد عمل كردند و در چهار عملیات گسترده در جنوب،محاصره آبادان، اهواز، شوش و دزفول را شكستند و شهرهای بستان و خرمشهر را آزادكردند و در بسیاری از نقاط خوزستان به مرز دست یافتند، اگرچه پاره‌ای از نقاط چونشلمچه، طلائیه، فكه و دویرج همچنان در اشغال دشمن باقی ماند. در پایان این مرحله كهبه مرحله آزادسازی موسوم است، حدود 20% از مناطقی كه در آغاز جنگ اشغال شده بود، ازجمله نقاط حساس مرزی یاد شده در جنوب و چندین ارتفاع و شهر مرزی در غرب در اشغالدشمن باقی بود. همچنین تا آن جا كه تأمین مرزها ایجاب می‌كرد، تعقیب دشمن نیز جزواهداف استراتژی دوره آزادسازی محسوب می‌شد، از همین روست كه در عملیات نصر (هویزه) و نیز در عملیات بیت‌المقدس (فتح خرمشهر) پیش‌بینی شده بود كه پس از آزادی خرمشهر،دشمن تا حومه بصره تعقیب شود. امّا در هیچ یك از دو عملیات، عبور از مرز صورتنگرفت

در صورتی كه اجرای آخرین مرحله عملیات بیت‌المقدس تحقق می‌یافت ودشمن در آن سوی مرز با موفقیت تعقیب می‌گردید، مسلما در تصمیم‌گیری برای ادامه و یاپایان جنگ تأثیر مهمی می‌گذاشت. به عبارت دیگر، در اختیار داشتن قسمتی از شرق بصرهكه می‌توانست عامل فشار به عراق برای تخلیه سرزمین تحت اشغال مانده باشد، ممكن بودضرورت ادامه جنگ را منتفی كند.

عبور از مرز برای تعقیب دشمن
در عملیات بیت‌المقدس به فتح خرمشهر اكتفا شد و آخرین مرحله آنعملی نگردید، لذا شلمچه در دست دشمن باقی ماند و خرمشهر و آبادان همچنان در معرضتهدید بود. همچنین از فكه تا قصرشیرین نیز، ارتفاعات مرزی همچنان در اشغال بود وشهرهای مرزی یا در اشغال مانده بود، یا زیر دید و تیر نظامیان عراقی قرار داشت.

ارتش عراق كه خسارت‌های خود را در دو سال جنگ به سرعت ترمیم كرده بود، پساز فتح خرمشهر بیش از آغاز جنگ نیرو و تجهیزات داشت. ارزیابی روحیه تجاوزگر رهبریعراق به خصوص صدام حسین، نشان می‌داد كه ارتش عراق همچنان یك تهدید جدی علیه جمهوریاسلامی ایران به حساب می‌آید. از سوی دیگر، منطق نظامی حكم می‌كرد در وضعیتی كهبرتری با خودی است و دور پیروزی ادامه دارد، جنگ تا دست‌یابی به موقعیتی مستحكمادامه یابد، به خصوص كه هیچ ندای میانجی‌گرانه جدی در جهان شنیده نمی‌شد. محافلبین‌المللی درباره حقوق ایران سكوت كرده بودند و عراق هنوز 2500 كیلومتر مربع ازسرزمین‌های ایران اسلامی را تحت اشغال داشت و هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی سیاسی طرفمغلوب مشاهده نمی‌شد؛ كوچكترین امتیازی برای ایران در نظر گرفته نشده بود، حتی ازمحكومیت متجاوز خبری شنیده نمی‌شد و پرداخت غرامت به ایران به فراموشی سپرده شدهبود، لذا برای كسب موقعیت برتر و دست‌یابی به موفقیتی كه با استفاده از آن، امكاناحقاق حقوق ایران میسر باشد، ادامه جنگ ضروری می‌نمود.

 
این جمع‌بندی سرانسیاسی و نظامی كشور بود كه در جلساتی با فرمانده كل قوا "امام خمینی" ارائه شد وبرجهت‌گیری اولیه امام مبنی بر لزوم پایان دادن به جنگ، تاثیر گذاشت. بدین ترتیبضرورت تعقیب دشمن قطعی شد و تعقیب متجاوز تا حصول وضعیتی كه تامین حقوق ایران رامقدور سازد، مبنای تصمیم‌گیری واقع شد و نقطه عطفی را در روند جنگ به وجود آورد.

تصمیم جدید نیاز به استراتژی جدید داشت. استراتژی جدید با عنوان "تعقیبمتجاوز" هدف‌های متعددی را دنبال می‌كرد: آزادی سرزمین‌های در اشغال مانده، تأمینمرزهای بین‌المللی، انهدام ارتش دشمن تا رفع تهدید آن، واداشتن نظام بین‌الملل بهمعرفی و تنبیه آغازگر جنگ و دریافت غرامت جنگی از عراق، هدف‌های این استراتژیشناخته می‌شد. امّا از آن جهت كه امیدی به پیشرفت كار در مجرای دیپلماسی نبود ونشانه‌ای از واقع‌بینی در نظام بین‌المللی دیده نمی‌شد، خود به خود راهی جز هدفقرار دادن تغییر حكومت عراق باقی نماند؛

زیرا تنها در آن صورت بقیه اهداف و حداقلحقوق حقه و منافع ملی ایران تأمین می‌شد.

تضمین اجرای این استراتژی، حمایتمردم از ادامه جنگ بود. نقش افكار عمومی كه در گذرگاه‌های انقلاب اسلامی تعیینكننده بوده است، در اثبات ضرورت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر نیز تاثیرگذاربود.

 
رهبری نظام كه حفظ مردم در صحنه را در برنامه خویش قرار داده بود ووحدت و یكپارچكی ملی و مردمی را حفظ می‌كرد، هرگز برای تسریع در چرخه امور ازروش‌های غیرمردمی و مستبدانه سود نجست، بلكه تنها با تقویت انگیزه‌ها و تأكید برجنبه‌های شرعی و تقویت احساس تكلیف در مردم، آنان را به حمایت از جنگ فرا می‌خواند،لذا با وجود آن كه جامعه ایران جوان بود و سه برابر عراق جمعیت داشت، هرگز در طولجنگ تعداد نیروهای ایرانی در جبهه به تعداد نیروهای عراقی نرسید و هرگز كسی كه ازخدمت سربازی روی برگردانده بود و یا منطقه عملیاتی را ترك كرده بود، محاكمه نشد. همچنان كه كسی برای رفتن به جبهه مجبور نگردید

این روش كه در نظام‌هایشناخته شده جهان نوعی سوء مدیریت شناخته می‌شود، در انقلاب اسلامی كه نوع مدیریت آناز نوع مدیریت انبیا است و بیش از هر چیز، انسان پروری در آن اهمیت دارد، روشیكاملا صحیح و پسندیده است، اگرچه در كوتاه مدت سبب از دست رفتن پاره‌ای ازموقعیت‌های مناسب نیز باشد.

 
در مقابل، رهبران بغداد با روش‌هایی كه به كارگرفتند نیروهای فراوانی را در جبهه گرد آوردند، حتی شیعیان عراقی كه دوستدارانرهبران روحانی ایران و مردم ایران بودن و نیز عراقی‌های ایرانی تبار را هم به جنگایران فرستادند و هركس روی از جنگ با ایران بر می‌گرداند، اعدام می‌شد و یاخانواده‌اش مورد آزار قرار می‌گرفت.

امّا در ایران در كنار رهبریآموزگارانه امام و در كنار نقش تعیین كننده نیروهای داوطلب مردمی، سازمان‌های ارتش،سپاه و بسیج به تفكیك مسئولیت، در نبردهای مشترك و مستقل و درآفند و پدافندتجربه‌های خود را محك زده در چارچوب استراتژی دوره تعقیب متجاوز، وضعیت رزمی خود راارتقا می‌دادند؛ افزایش استعداد تیپ‌های مستقل ارتش به لشكر، تشكیل سه نیروی سپاه (زمینی، هوایی، دریایی) و نیز اعزام‌های بزرگ بسیج، تمامی در این استراتژی قابلتبیین است.

 
سلب آرامش از دشمن و وارد كردن ضربات سنگین به سازمان ارشت آن - كه به منظور گرفتن فرصت بازسازی و تدبیر از دشمن به اجرا در می‌آمد - نیز در چارچوباین استراتژی عملی می‌شد.

همچنین اصلی قرار دادن جنگ و پرهیز از سرمایه‌گذاری درمسائل جانبی، از جمله فرعی كردن مقابله با اسرائیل در لبنان در مقایسه با جنگتحمیلی و تمركز قوای مسلح در جبهه‌های جنگ با عراق نیز در جهت تحقق آن استراتژیبود.

سعی در غافل‌گیر كردن دشمن در سه عامل زمین، زمان و تاكتیك و نیزانتخاب زمین نبرد و تحمیل آن بر دشمن، از جمله موارد دیگری بود كه در اجرای ایناستراتژی رعایت می‌شد. كسب تجارب جدید در به كارگیری تجهیزات و تعیین نقش تأثیرگذاربرخی تجهیزات در تاكتیك‌های ویژه، از جمله نقش شناورها در عملیات خیبر و نقشتوپخانه در عملیات والفجر8 نیز با توجه به همان استراتژی قابل تبیین است. كاهشمیزان تأثیرگذاری سلاح‌های پیشرفته دشمن كه با ادامة جنگ در زمین‌های دشوار، دنبالمی‌شد نیز با توجه به آن استراتژی بود.

در استراتژی "تعقیب متجاوز" كه هدفنهایی بصره بود، با وجود تداوم جنگ در سه جبهه شمالی، میانی و جنوبی، جبهه جنوبیمنطقه اصلی نبرد بود و دو جبهه دیگر تا پایان زمستان 1365 نقش پشتیبانی داشتند. اولین نبرد بزرگ در استراتژی تعقیب متجاوز، عملیات رمضان در شرق بصره بود كه به سببعدم انطباق كامل وضعیت خودی با آن استراتژی، با وجود موفقیت‌های اولیه، به اهدافخود نرسید. مهم‌ترین نبرد بزرگ بعدی، عملیات خیبر بود كه قابلیت‌های قوای مسلحجمهوری اسلامی ایران را آشكار می‌ساخت. در نتیجه این عملیات بود كه بلوك غرب كوشیدباب مذكره با ایران را بگشاید، اقداماتی كه با سفر نخست‌وزیر تركیه به عنوانپیام‌آور غرب آغاز شد و به سفر مشاور امنیت ملی امریكا (مك فارلین) به ایران منتهیگردید.

گذر از موانع عبور ناپذیر و تصرف مناطق مهم
عبور از رودخانه بسیار عریض اروند و پشت سر گذاردن موانع گسترده آنكه در عملیات مهم والفجر8 به وقوع پیوست و فتح فاو را در پی داشت، خارج از تصور وپیش‌بینی‌ها بود، به عبارت دیگر، پایان دادن به توقف چند ساله در پشت دیوار بلندموانع دفاعی عراق و رسوخ به آن سوی دیوار، اقدامی بود كه به نظر غیرممكن می‌رسید،اما عملی گردید. عبور از اروند خروشان بدون داشتند تجهیزات و لوازم پیشرفته دریاییو هوایی علاوه بر آن كه ارتقاء توانایی‌های نظامی به نمایش در آمده در عملیات خیبررا اثبات می‌كرد، نشان می‌داد كه نیروهای مسلح ایران در ارائه اندیشه‌های جدید وتدبیرهای تازه در دنیای نظامی‌گری برای شكستن بن‌بست جنگ، توانایی لازم رادارند.

تاكتیك‌های به كار گرفته شده در این نبرد كه تلفات فوق‌العاده‌ای رادر 75 روز جنگ به ارتش عراق تحمیل كرد، به تثبیت منطقه تصرف شده انجامید. كوتاهكردن (نسبی) دست عراق از شمال خلیج فارس و همسایه شدن ایران با كویت، امنیت خلیجفارس را متأثر كرده بود، لذا عملیات والفجر8 بسیار مهم تلقی می‌شد و به نظر می‌رسیدكه ایران با در دست داشتن شبه جزیره فاو، آماده پایان بخشیدن به جنگ باشد، لیكن بهرغم ابراز تمایلات قبلی نظام بین‌الملل برای پایان دادن به جنگ، پس از والفجر8 نهتنها هیچ اقدامی از سوی آنان در این خصوص دیده نشد، بلكه پس از فتح فاو، فرانسه بهعنوان كشوری با ادعای ابرقدرتی و نیز تمایل به اردوی غرب و شوروی از اردوی شرق برایتقویت ارتش عراق اقدامات فوق‌العاده‌ای را آغاز كردند

در عین حال، مقاماتایران بار دیگر پای بندی غرب را به مذاكرات محرمانه خود به بوته آزمایش گذاشتند وسال پس از عملیات فتح فاو را سال سرنوشت نامیدند تا بدین وسیله به افكار عمومیتفهیم گردد كه ایران آماده پایان دادن مشروط به جنگ است. بر همین اساس، عملیاتكربلای4، عملیات سرنوشت‌ساز نام گرفت، امّا در آستانه اجرای این عملیات، داستان سفرمك فارلین به تهران كه مخفی مانده بود، به وسیله عناصر مشكوك ایرانی و احتمالامرتبط با اسرائیل، در اختیار یكی از نشریات خارجی قرار گرفت. با پخش اطلاعات اینموضوع سری، رهبری نظام كه این مسئله را توطئه‌ای علیه وحدت ملی می‌داشت، دستور بهافشای آن را داد.

با افشای ماجرای مك فارلین، روابط امریكا و عراق تیره شدو شوروی‌ها برای پر كردن جای خالی ایجاد شده، در روابط خارجی عراق، به سرعت خود رابه این كشور نزدیك كردند و از سوی دیگر به منظور نشان دادن خشم خود به ایران، بهدلیل برقراری روابط پنهان با امریكا، بمباران گسترده‌ای را علیه ایران ساماندادند

در این بین امریكایی‌ها هم كه از تیره شدن روابط خود با عراق نگرانبودند و این مسئله را سبب سلب اطمینان دنیای عرب از واشنگتن می‌دانستند، از سویی ازهمكاری شوروی با عراق و بمباران شهرهای ایران تشكر كردند و از سوی دیگر، اطلاعات (ماهواره‌ای و غیره) مربوط به عملیات كربلای4 را در اختیار عراق گذاشتند. ارتش عراقكه از محور اصلی عملیات كربلای4 آگاه شده بود، شب عملیات اصلی‌ترین معبر وصولی رامسدود كرد و در نتیجه، عملیات سرنوشت‌ساز، هم در بعد سیاسی و هم در بعد نظامی ناكامماند، به همین دلیل نام عملیات كه قبلا پیش‌بینی شده بود والفجر10 باشد به كربلای4تغییر یافت.

پیش‌روی در شرق بصره
عملیاتكربلای4 به‌رغم ناكامی، نتیجه‌ای مثبت را در پی داشت: طریقه گشودن یكی از گره‌هایبسته جنگ در شرق بصره را نشان داد. در حالی كه حكومت عراق سرگرم برپایی جشن ناكامیعملیات سرنوشت‌ساز بود و آن را حصادالاكبر (دروی بزرگ) نامیده بود و در حال لشكركشیبه سوی فاو بود تا فاو را هم پس بگیرد، عملیات كربلای5 آغاز شد. با طرح‌ریزی واجرای سریع اجرای عملیات كربلای5 - كه با استفاده از تجارب به دست آمده در عملیاتكربلای4 و نیز با به‌كارگیری نیروهای آماده و به جا مانده از آن عملیات، انجام شد - موانع شرق بصره كه برای هیچ ارتشی در خاورمیانه قابل عبور نبود، شكسته شد و بصرهبرای اولین بار و به طور جدی در خطر سقوط قرار گرفت

غافلگیری دشمن درزمان، زمین و تاكتیك سبب شد مهم‌ترین عملیات در دوره تعقیب متجاوز روی دهد. بزرگیحادثه به قدری بود كه عراقی‌ها ابتدا امریكا را در این قضیه متهم كردند و گمانبردند دریافت اطلاعات عملیات كربلای4 فریبی بیش نبوده، غافل از آن كه شبكه‌هایاطلاعاتی امریكا هم در مورد عملیات كربلای5 غافلگیر شده بودند.

این مسئلهكه بار دیگر از توانمندی قوای مسلح ایران حكایت می‌كرد، دنیای غرب و شرق را بهجمع‌بندی قاطعی رساند: آنان متقاعد شدند كه در صورت نداشتن اتفاق نظر، ایران برندهقطعی جنگ خواهد بود.

 
در نتیجه اولین توافق بین‌المللی بین امریكا و شورویبر سر پایان جنگ رخ داد و در اولین و آخرین تلاش صلح جدی سازمان ملل متحد برایبرقراری صلح، قطعنامه 598 در شورای امنیت این سازمان تصویب شد. این قطعنامه دروضعیتی تصویب شد كه برتری در جنگ با ایران بود، در عین حال نحوه تنظیم مواد آن نشانمی‌داد، صرف نظر از این كه برای اولین بار به برخی واقعیات جنگ توجه شده است، باابهامات توأم می‌باشد كه می‌تواند تامین كننده تمایلات عراق باشد و بی دلیل نبود كهپس از تصویب قطعنامه، عراق بلافاصله پذیرش خود را اعلام كرد، امّا ایران كهنمی‌توانست ریسك كند و در وضعیت برتر یك قطعنامه مبهم را بپذیرد، پذیرش آن را بهتوافق بر سر روش اجرایی آن مشروط كرد، در عین حال برای تحكیم مواضع بین‌المللی خودكه در چانه‌زنی‌های بعدی بتواند حداقل امتیازات و حقوق مورد نظرش را استیفا كند،جنگ را ادامه داد.
 
میدان اصلی جنگ كه تا عملیات كربلای5، در جبهه جنوبیبود، از این پس به جبهه شمالی منتقل شد و از سوی دیگر، با ورود امریكا در خلیج فارسو احساس خطر جمهوری اسلامی از آن ناحیه، برای مدتی میدان اصلی نبرد از زمین به دریاانتقال یافت و مدت چهار ماه این وضعیت ادامه داشت

تا آن كه یك آتش‌بس نسبی اعلامنشده بین ایران و امریكا در خلیج‌فارس برقرار شد و آن‌گاه بار دیگر نبردهای زمینی،در رأس جنگ قرار گرفت.

در جبهه شمالی چند عملیات موفق ایران اجرا شد. در طیاین مدت، ایران ضمن ادامه عملیات، گفت و گو برای رسیدن به توافق در نحوه اجرایقطعنامه 598 را رها نكرد و در این باره موافقت نسبی دبیركل سازمان ملل متحد را نیزجلب كرده بود و با امیدواری در مورد جلب نظر شورای امنیت پیش می‌رفت. نام‌گذاریوالفجر10 برای عملیات در منطقه حلبچه نیز خود می‌توانست پیامی برای آمادگی ایرانبرای پایان جنگ باشد، لیكن دنیا با سكوت خود در برابر این پیام، مجوز بمبارانشیمیایی حلبچه را به عراق داد و پس از این بمباران نیز اقدام مهمی از كشورهای ثالثدیده نشد

از سوی دیگر برخی اختلالات و تضاد منافع بین امریكا و شوروی درنحوه پایان جنگ، از جمله حضور بسیار گسترده و دخالت مستقیم نظامی امریكا در خلیجفارس، سبب شد كه شوروی هم نوایی كاملی (نظیر زمان تصویب 598) با دیگر اعضای شورایامنیت نشان ندهد، از این رو ایران در جریان چانه‌زنی درباره قطعنامه و رسیدن بهوضعیت مطلوب، تهدیدها و قطعنامه‌های تنبیهی بعدی را چندان جدی نمی‌گرفت و با افزایشحسن ارتباط با شوروی، از این ابرقدرت به منظور گرفتن زمان لازم استفاده می‌كرد.

پایان جنگ
عراق، پس از شكست در خرمشهر درجریان عملیات بیت‌المقدس، در لاك دفاعی فرو رفت و بیش از هر چیز به ایجاد موانع برسر راه قوای مسلح ایران پرداخت. در همین حال، به مرور اعتبار خود را كه از داستداده بود، بازیابی و ارتش خود را نیز بازسازی می‌كرد. از سوی دیگر، ایران باپی‌گیری استراتژی تعقیب متجاوز - كه در حملات پی در پی بروز می‌كرد - آسیب‌هایمداومی بر روحیه ارتش عراق وارد می‌كرد. این مسئله خصوصا در عملیات والفجر8 و سپسدر عملیات كربلای5 به اوج خود رسید.

امّا از طرف دیگر، كمك‌های مالی،تسلیحاتی و اطلاعاتی و نیز حمایت دیپلماتیك و تبلیغاتی نظام بین‌الملل از عراق،كمبودهای روانی ارتش این كشور را جبران می‌كرد، ضمن آن كه به برتری توانایی‌هاینظامی عراق روز به روز می‌افزود.
عراق با اتكا به حمایت‌های جهانی، علاوهبر تقویت روزافزون قوای زمینی خود، توان نیروی هوایی‌اش را نیز افزایش داد به كمكهواپیماهای پیشرفته، از سال 1362 خلیج‌فارس را برای ایران ناامن كرد تا با توقف یاكاهش صدور نفت و تقلیل قدرت اقتصادی ایران، توان ادامه جنگ را از آن بگیرد وهم‌زمان دامنه جنگ را گسترش دهد و پای نیروهای فرا منطقه‌ای را به خلیج‌فارسبكشاند
ایران در برابر این اقدام چاره‌ای جز مقابله به مثل نداشت. از آنجا كه تنگه هرمز بر روی كشتی‌های عراقی مسدود بود و كویت و عربستان سعودی به جایعراق نفت می‌فروختند و حمل و نقل دریایی انجام می‌دادند، كشتی‌های كویتی و سعودیهدف حمله هواپیماهای ناشناس قرار می‌گرفتند و این مسئله، دعوت از ابرقدرت‌ها رابرای اسكورت نفت‌كش‌ها را در پی داشت كه از سال 1366 بعد از تصویب قطعنامه 598،اجرای اسكورت شروع شد و دور جدیدی را در جنگ پدید آورد. در جنبه‌ای دیگر، تقویتناوگان هوایی عراق سبب گردید كه این كشور از سال 1363 دامنه حملات هوایی خود را تاتهران گسترش دهد و چهار سال بمباران شهرهای ایران را تداوم دهد. در این جریان،شوروی، آلمان و برزیل با تقویت یگان‌های موشكی عراق، نقش مهمی را در ادامه حملاتعراق به شهرهای ایران داشتند

این مسئله كه بیش‌تر به منظور كاستن از حمایتمردم و دور كردن آن‌ها از جنگ و ایجاد واكنش در آنان علیه حكومت ایران صورتمی‌گرفت، به رغم آسیب بسیاری كه وارد آورد، واكنش منفی علیه نظام جمهوری اسلامی درپی نداشت. ایران نیز با این كه قدرت آفند نیروی هوایی‌اش تقریباً به صفر رسیده بود،با موشك‌هایی كه به دست آورده یا بازسازی كرده بود، مقابله به مثل می‌كرد، لذا ایناقدام عراق نیز تأثیر تعیین كننده‌ای در جهت‌گیری ایران نداشت

امّا آنچهنقش تعیین كننده را ایفا می‌كرد، قوای زمینی ارتش عراق بود كه با وجود تلفاتفراوانی كه در 8 سال جنگ به آن وارد شده بود، در روزهای پایانی جنگ پنج برابررویهای نخست نیرو و لشكر داشت و تعداد ادوات زرهی و هواپیماهایش نیز دو برابر شدهبود، این در حالی بود كه شمار نیروهای ایران كم‌تر از 30% نیروهای عراق بود. درچنین حالتی، عراق در یك سال آخر جنگ از درگیر كردن یگان‌های اصلی خود نیز پرهیز كردو هرگز حاضر نشد برای دفاع از جبهه شمالی خود، آن‌ها را به كار بگیرد.

باچنین وضعیتی و در حالی كه قوای مسلح ایران در منطقه حلبچه درگیر بودند، ارتش عراقبه فاو حمله كرد و با استفاده از سلاح شیمیایی و غافلگیری نیروهای خودی، فاو راگرفت و وضعیت جدیدی را پیش آورد. دست‌یابی به فاو برای عراق كه به جز ضعف روحینیروها، در همه جنبه‌های مادی؛ برتری محسوس بر ایران یافته بود، برای ارتش عراقمشكل‌گشا شد و با آشكار شدن این برتری و نیز با اتكا به سلاح‌های غیرمتعارف مناطقاز دست داده شلمچه، مجنون و زبیدات، را باز ستاند.

 
در همین وضعیت، امریكاكه همزمان با حمله عراق به فاو، در حمله‌ای سمبلیك، سكوهای نفتی ایران را هدف گرفتهبود تا حمایت خود را از عراق اثبات كند،

در تاریخ 1367/4/12 یك هواپیمای مسافربریایران را برفراز خلیج‌فارس هدف قرار داد و 290 مسافر را به شهادت رساند. هم‌زمانخبرهایی دال بر تهدید به بمباران شیمیایی و حتی بمباران اتمی شهرهای بزرگ به ایرانمی‌رسید و حادثه سقوط هواپیمای مسافربری نیز هشداری برای حملات بعدی معنا می‌شد. لذا تحزیه و تحلیل اوضاع موجود سبب شد كه در تاریخ 1367/4/27 موافقت ایران با قبولقطعنامه 598 اعلام كند.

به این ترتیب وقت‌گیری یك ساله ایران برای كسبپیروزی مهم و استراتژیك و قرار گرفتن در موضعی برتر، به نتیجه مطلوب نرسید و نظامبین‌الملل حاضر نشد به تلاش منطقی و دیپلماتیك ایران روی خوش نشان دهد، بلكه برعكسبا تقویت رژیم عراق و موافقت یا به كارگیری گسترده سلاح‌های غیر متعارف توسط ارتشآن كشور خطر تضعیف ایران و حتی شكست كامل در جنگ به وجود آمد

پس از اعلامموافقت ایران با قطع‌نامه، ارتش عراق مجدداً به خوزستان، ایلام و كرمانشاه هجومآورد، ضمن آنكه در حمله به كرمانشاه نیروهای منافقین نیز به كار گرفته شد، امّا درپی پیام امام خمینی مبنی بر مقابله با تجاوزات دشمن، مردم به طور شگفت‌آوری با حضوردر جنوب و غرب كشور ارتش عراق و منافقین را با قدرت عقب راندند.

سرانجامعراق نیز كه خطر گرفتاری مجدد در حوادثی همانند آغاز جنگ را دوباره احساس می‌كرد،در تاریخ15/7/67 تن به آتش‌بس داد و در تاریخ 29/5/67 به طور رسمی آتش‌بس برقرار شدو نیروهای حافظ سازمان ملل متحد بین نیروهای ایران و عراق مستقر شدند

انتهای پیام/083458

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در یاداشت و مقالات
خواندن کد خبر: 11346

ارسال نظر

انتشار نظرات در پایگاه اطلاع رسانی رشت پرس به معنی تائید آن نیست. رشت پرس نظرات حاوی توهین و افترا و با حروف غیرفارسی را منتشر نخواهد کرد.


آخرین اخبار

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه اخبار رشت

اخبار گوناگون

انتخاب مخاطبین

حالت های رنگی