امروز: دوشنبه 27 آذر 1396 برابر با 18 دسامبر 2017

آیا ملوان یتیم است؟

  • سه شنبه, 07 آذر 1396
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

با توجه به اینکه آسیب های اجتماعی در جامعه ای که به ورزش اهمیت می دهد کمتر است باید گفت فوتبال قابلیت مردمی شدن را همیشه داشته و دارد. ملوان می تواند جریان ساز باشد، هم مثبت هم منفی. ملوان می تواند عامل وحدت باشد.

پونه نیکوی در یادداشت خود آورده است: ممانعت هیتلر از اهدای مدال طلای دونده سیاه پوست آمریکایی (جسی اوونز) در المپیک ۱۹۳۶ برلین به دلیل مواضع نژاد پرستانه و یا موضع کلینتون رییس جمهور وقت آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه مبنی بر پیروزی همه جانبه امریکا بر ایران در فوتبال و رویارویی پیش بینی نشده او با شکست و تغییر موضع او با جمله " فوتبال را سیاسی نکنید" و یا نشستن آب دهان فرانک ریکارد روی صورت رودی فولر در جام جهانی۱۹۹۰به بهانه اشغال و ویرانی هلند توسط آلمان در جنگ جهانی و نقش چگوارا و فیدل کاسترو بر بازوان مارادونا، دلایل روشنی هستند بر گواه نفوذ سیاست در ورزش و به خصوص فوتبال.
جذابیت تیم های فوتبال برای سیاسیون بسیار است چون فوتبال را فرصت خوبی می دانند برای رسیدن به مقاصد سیاسی. فوتبال برای سیاسیون مانند یک دیپلماسی قوی عمل می کند هر برد برای آن ها مساوی است با برد سیاسی و هر باخت مساوی است با باخت سیاسی. هرچند مصلحت و منفعت طلبی های سیاسی رشد و توسعه فرهنگی را سست و کم کار می کند اما نگاه ابزاری سیاست به فوتبال نگاه ذاتی آن است به تمام امور.
اگر چند ساعت بین رهگذران قدم بزنیم می بینیم و می شنویم که فوتبال یکی از ۳ موضوع حساسی است که در شهر بندرانزلی درباره آن در کوی و برزن صحبت می شود هر آنچه که بین مردم علاقه و اقبال بیشتری داشته باشد غالباً تاثیرگذاری بیشتری خواهد داشت و ما بسیار دیده ایم که در این شهر مردم با باخت ملوان به یاس و نا امیدی رسیده اند و با پیروزی آن پایکوبی و دست افشانی به راه انداخته اند.
به راستی چرا پس از دوسال ملوان از لیگ برتر به دسته اول سقوط کرده و در آنجا ماندگار شده است؟ چرا تیم بانوان ملوان منحل شد؟ چرا تیم فوتبال ساحلی قوی سپید فراموش شد؟ چرا دیگر نشانی از تیم های فوتسال نیست؟  
به نظر می رسد مشکل اساسی فوتبال انزلی و ملوان، مربی یا بازیکنان نیستند، بلکه مشکل را باید در ساختار مدیریت، آن هم از نوع مدیریت سیاسی جستجو کرد. مدیریتی که کارنامه درخشانی از خود به جا نگذاشته و طی چند سال اخیر در مرداب بی ثباتی دست و پا می زند.
پرسش هایی که مطرح شد هر کدام گسلی است که سازه ملوان را می لرزاند و روز به روز شیب سقوط آن تندتر می شود. بر کسی پوشیده نیست که این روزها رویکرد غالب مدعیان حامی، رویکرد سیاسی است. لذا می بینیم که سیاسیون حق بزرگی بر گردن ملوان کنونی دارند.
ملوان بیش از همه چوب بی صدای همین منفعت طلبی ها را می خورد. متاسفانه یا خوشبختانه تیمی که پایگاه اجتماعی قدرتمندی در جامعه مدنی دارد می تواند به رشد و غنا و یا برعکس، به تنزل فرهنگی در آن جامعه دامن بزند.
با توجه به اینکه آسیب های اجتماعی در جامعه ای که به ورزش اهمیت می دهد کمتر است باید گفت فوتبال قابلیت مردمی شدن را همیشه داشته و دارد. ملوان می تواند جریان ساز باشد، هم مثبت هم منفی. ملوان می تواند عامل وحدت باشد.
بر اساس اظهارات دکتر فکوهی استاد انسان شناسی دانشگاه تهران: "فوتبال در قرن بیستم مثل رمان در قرن نوزدهم نقش مهمی داشته است."
باید باور کنیم که فوتبال یک پدیده ی اجتماعی است با رویکردهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی.
علاقه به ملوان برای افراد این شهر سبقه ی فرهنگی تربیتی دارد سبقه ای که به گذشته و روزهای اوج پرواز قوی سپید بازمی گردد. عشق به ملوان بیانگر یک میل روانی است اما اگر همین طور پیش برود برای نسل های آینده از این روزهای یتیمی ملوان چه خاطراتی به جا خواهد ماند؟ افرادی که دانه ی حنظل کاشتند چگونه در انتظار چیدن خرما نشسته اند؟ اساس فوتبال قدرت است بدون قدرت نقش آفرینی ممکن نیست و ملوان پس از سقوط های پی در پی که بخش اعظم آن ناشی از التهابات سیاسی بوده قدرت نقش آفرینی خود را از دست داده است و تیمی که قدرت نداشته باشد اندک اندک به کنار می رود و این یعنی مرگ تدریجی.
از این همه که بگذریم با توجه به سه اصل مهم در فوتبال که مدیریت، برنامه ریزی و سرمایه گذاری می باشد باید گفت که مدیریت سنتی و عدم ساختار مناسب مدیریتی، نبود حداقل امکانات مورد نیاز تیم های پایه، ضعف برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، عدم استفاده از افراد متخصص و حمایت های لازم از صاحب نظران فنی در ملوان و بی اعتبار شدن شاخص های شایستگی مجموعه عواملی هستند که در نابه سامانی ملوان نقش دارند.
حقیقت تلخ این است که احساس هزاران نفر به باخت و برد ملوان پیوند خورده است ملوان همیشه آیینه تمام نمای احساسات یک انزلی چی بوده و خواهد بود. به راستی هر بار در آستانه ی بازی ملوان تب و تاب خیابان های متصل به استادیوم را می بینم به یاد جمله ی بیل شانکلی مربی لیورپول در دهه۷۰ می افتم که می گفت: "فوتبال مسأله مرگ و زندگی نیست بلکه چیزی فراتر از این دو است"

 

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در یاداشت و مقالات
خواندن کد خبر: 16064

ارسال نظر

انتشار نظرات در پایگاه اطلاع رسانی رشت پرس به معنی تائید آن نیست. رشت پرس نظرات حاوی توهین و افترا و با حروف غیرفارسی را منتشر نخواهد کرد.


آخرین اخبار

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه اخبار رشت

اخبار گوناگون

انتخاب مخاطبین

حالت های رنگی